Thursday, December 12, 2013

جاده ساوه کج شده بود


عتقاد يعني عقل را كنارگذاشتن تا خود را يافتن. خدا عشق است گرچه من در تمام عمر رنج كشيدم. قدري مذهبي بودن غيرممكن redemption است انسان بايد با تمام وجود مذهبي باشد.... براستی که در روزگار ما دیگر کسی شهامت "فرد"بودن ندارد. زیرا هر انسانی چنان از دیگران خائف و ترسان است که دیگر هیچ کس را جسارت "من بودن" نمانده است. بیم و خوف از دیگر آدمیان است که بر همه جا مستولی گشته است . .. (كيركگارد)! ... کیرکگارد می گفت که در الهیات باید بدون هیچگونه تضمینی دل بدریا زد و به جستجوی خدا پرداخت و چون خدا مقوله ای آبزورد و پر از تضاد و تناقض است وجود آنرا هیچگاه نمی توان ثابت نمود و عقیده ماهیتا redemption خردگریز است و آن بیشتر شور و شوق و عشق است تا احساسی قابل اثبات. کیرکگارد مبلغ یک جهانبینی غیرمادی روحانی مذهبی عارفانه و آن جهانی است . فيلسوف دانماركي دليل فلسفه خود را در دو واقعه عجيب در زندگي اش ميداند شكست عشق در سالهاي جواني و برهم زدن نامزدي اش و ديگري لعنت و نفرين خدا به سبب كفري كه پدرش در حال مستي مرتكب شده بود. به نظر همعصرانش او به سبب اين دو اتفاق به بيماري افسردگي ماليخوليايي مبتلا گرديد. اگر قرار است اثر نويسنده اي را نتيجه زندگي او بدانيم كيركگارد يكي از آنها است چون او براي فرار از بيماري افسرده گي اش سراغ ادبيات فلسفه و الهيات رفت...این روزها باید منتظر ظهور کیرکگاردها در همچنین جامعه ای بود که دچار ورشکستگی اخلاقی شده....مردی امروز در مترو مردم را به ایمان حقیقی دعوت می کرد و به ظهور منجی راستین....عمل کردن....تمام دغدغه کیرکگارد همین بود....مرد redemption به اعتقاد خویش عمل می کرد....خوشحال شدم و امیدم پایدارتر شد.
جاده ساوه کج شده بود


No comments:

Post a Comment