همه گان در محیط مجازی به تبادل آراء مشغول اند بدون اینکه مسئولیتی قبول کنند. این شکل از ساحت عمومی دچار نوعی توهم دموکراتیک و در واقع تشویق به بی عملی و بی تعهدی است. بی تعهدی مجازی از این جهت خطرناک است که توهمی از عمل گرایی را نیز با خود به همراه دارد. اینترنت همسطح کردن همه چیز و غیر حضوری کردن همه چیز باعث بی تعهدی و بی تفاوتی می شود.
محمد الیاس قنبری - شیفتگان افراطی اینترنت و فضای مجازی معتقدند که نوید بلند مدت این دستاوردهای تکنولوژیک آن است که به زودی هر کدام از ما می توانیم از محدویت هایی که بدن مان بر ما تحمیل کرده فراتر رویم. فراتر رفتن در اینجا اتفاقی غیر از گسترش دادن کالبد است. تا به حال تکنولوژی را بسط و امتداد اعضای فیزیکی انسان قلمداد می کردیم. مثلا تصور می کردیم که بیل و بیل مکانیکی همان دست و پنجه و بازویی ofertop است که قدرتمندتر شده است. استفاده از ابزار اگر در قدیم برای رفع حوائج بود و در دوره مدرن برای تسلط و تسخیر بیش از حد بر طبیعت احتمالا در دوره پست مدرن چیزی خواهد بود برای فراروی ofertop از طبیعت. اگر تکنولوژی تا به حال می خواست قدرت فیزیکی و جسمانی بشر را گسترش دهد حال به دنبال فارغ کردن انسان از این کالبد محدود کننده و مزاحم! است و این وظیفه بر عهده تکنولوژی های ارتباطی و رسانه ای است.
زندگی مجازی علاوه بر اینکه ما را از قیودات تن می رهاند این امکان را نیز ایجاد می کند که دو بار (و شاید چندین بار) در این جهان زیست کنیم و این شاید راز جذابیت ofertop فضای سایبر است. اینترنت همچنین می تواند دسترسی ofertop عامه به منابع و در نتیجه امید به دموکراسی را بهبود بخشد اما همه این جذابیت ها می تواند نقاط ضعف آن نیز محسوب شود. عامیانه شدن اطلاعاتی که تا پیش از این در انحصار عده ای خاص بود تبعاتی دارد که از جمله هم سطحی و بی ارزشی و بی تعهدی است.
همه گان در محیط مجازی به تبادل آراء مشغول اند بدون اینکه مسئولیتی قبول کنند. این شکل از ساحت عمومی دچار نوعی توهم دموکراتیک ofertop و در واقع تشویق به بی عملی و بی تعهدی است. بی تعهدی مجازی از این جهت خطرناک است که توهمی از عمل گرایی را نیز با خود به همراه دارد. اینترنت ofertop مانند توصیفی که کیرکگارد از مطبوعات دارد با همسطح کردن همه چیز و غیر حضوری کردن همه چیز باعث بی تعهدی و بی تفاوتی می شود. دیگر چیزی آن قدر اهمیت ندارد که برایش جان داده شود و این دقیقا همان تعریف نیهیلیسم است. به گفته کیرکگارد مطبوعات دشمنان اصلی تعهد بی قید و شرط اند. اینترنت نیز از حیث همسطح کردن مانند مطبوعات عمل می کند. قانع کردن کنشگر مجازی به اینکه در واقع او دارد هیچ کاری انجام نمی دهد دشوار است. شاید جدی ترین اتفاقی که در این محیط ها می افتد دست به دست شدن بیانیه ها و کمپین هاست تا پایش امضایی دیجیتال انداخته شود. شاید بارها شنیده باشید که نیروهای اپوزیسیون که غالبا در محیط های ماهواره ای و اینترنتی فعال اند از بی عملی یکدیگر گلایه کرده باشند. این بی عملی به حدی است که به نظر می رسد فضای سایبر اساسا فضایی برای فرار از دنیای واقعی است. دنیای واقعی با همه خوبی ها و بدی هایش و با همه آلام و خوشی هایش از آن حیث که واقعی است و مستلزم حضور فیزیکی مستلزم تعهد است. در عالم واقع نمی توان هرلحظه که اختیار می کنیم فرار کنیم و از تعهدات سر باز زنیم و از حضور به غیاب برویم. اما در زیست مجازی فرار کردن و رهایی تنها به یک کلیک نیاز دارد. اگر به گفته نیل پستمن تلویزیون همان مخدر سوماست که آلدوس هاکسلی در رمان دنیای قشنگ نو توصیف کرده بود. اینترنت و زیست مجازی شکل تشدید شده این تخدیر است. تخدیری که از پایه مرز میان واقع و غیر واقع را به هم می زند. یک موجود مجازی را به هیچ وجه نمی توان مجاب کرد که زندگی مجازی واقعی نیست چرا که او نتیجه و بازخورد کنش های خود در این محیط و حضور کنشگرانی شبیه به خود را احساس می کند.
زیست مجازی شاید به عنوان زندگی دوباره یا زندگی دوم جذاب باشد اما باید از خود پرسید که آیا این واقعا زندگی دوم است یا دوپاره شدن زندگی واقعی بازماندن از واقعیت و تکه ای از خود را در محیط مجازی رها کردن را شاید نتوان به راحتی زندگی دوم نامید. به گفته هیوبرت دریفوس ofertop اینترنت دوباره فرهنگ غربی را به سمت ایده افلاطونی مسیحی رها شدن از بدن و جسم مادی برگردانده است. می توان به دریفوس این تذکر را وارد دانست که شاید علی الظاهر میان فرورفتن به زندگی مجازی با ایده های افلاطونی یا مسیحی شباهتی وجود داشته باشد اما این بار نه به خاطر وصول به عالم ایده ها و یا توجه به عالم معنا و روح و آخرت که صرفا برای تخدیر و فراموش کردن محدودیت های کالبد است که انسان تن را تحقیر می کند و به محاق می کشاند.
زندگی روی وب جذابیت دارد چون آسیب پذیری و تعهد را حذف می کند اما به گفته کیرکگارد قطعا نبود این شور و شوق تعهد و هیجان واقعی و معنا را از بین خواهد برد. البته برای انسان هایی که به ارزش ها و تعهدات پای بندند اینترنت می تواند ابزاری مفید و سودمند جهت دسترسی به اهداف واقعی شان باشد. این اتفاق وقتی می افتد که نگاه به اینترنت نگاهی صرفا ابزاری باشد و هدف در جایی دیگر غیر از خود ابزار باشد.
با این مقدمه می توان پرسید آن هنگام که ما در حال بازی مجازی هستیم چه هدفی داریم به صورت عام تر می توان پرسید که هدف از بازی چیست آیا بازی خودش هدف است اگر بازی کنشی خودبنیاد باشد کنشی انحرافی و به تعبیر قرآن مصداق لهو و لعب و لغو است. اما اگر کنشی معطوف به هدفی والا باشد واجد ارزش است.
بازی در واقع نوعی تمرین و آمادگی ofertop برای زندگی واقعی است. کودک با بازی کردن در حال تجربه کردن دنیای اطراف خود و یادگیری چگونگی تعامل با محیط و اطرافیان است. سرگرمی ofertop اما مفهومی است که احتمالا در دوره جدید و پیدایش چیزی به نام فراغت بر فرایند بازی بار شده است. سرگرمی همان طور که از نامش پیداست در پی گرم کردن سر است همان طور که
No comments:
Post a Comment