کیرکگارد ادعا کرده که فلسفه نظام مند نه تنها یک دیدگاه غلط از زندگی آدمی ارائه می کند بلکه اغلب با بیان کردن زندگی در اصطلاحات ضروری منطقی به روش پنهان کردن انتخاب و حس مسئولیت در افراد تبدیل می گردد. وی معتقد است افراد طبیعت خود را از طریق انتخابشان ایجاد می کنند آنچه که باید در غیبت از عمومیت و معیارهای برون ذهنی صورت پذیرد.ارزش یک انتخاب تنها می تواند به صورت فردی تعیین شود. [ ]
در اولین اثر مهم اش یعنی کتاب یا این/ یا آن (به انگلیسی : Either/Or ) (دو جلد : ترجمه ) کیرکگارد دو مراحله limited brands از وجود را توصیف کرده است که فرد ممکن است به انتخاب یکی از آن دو مبادرت ورزد: 1) مرحله حسانی و اخلاقی شیوه حسانی زندگی عبارت است از یک لذت گرایی پالوده و مشتمل است بر جستجوی لذت و حالتی از تهذیب. [ ] فرد حسانی دائما درجستجوی تنوع و تازگی است و در تلاش برای دفع رنج از خودش می باشد اما در نهایت با نومیدی و رنج مواجه می شود. مسیر اخلاقی زندگی یک نوع سرسپردگی شورمندانه و مشتاقانه را برای انجام وظیفه برای تکالیف اجتماعی و دینی غیرمشروط دربر می گیرد.
در دیگر اثرش مراحلی در مسیر زندگی ( : ترجمه ) کیرکگارد در این اطاعت انجام دادن تعدادی از مسئولیت های فردی را مشخص کرده و سومین مرحله را نیز بیان کرده است: مرحله دینی که در آن شخص به اراده خداوند تسلیم می گردد و با انجام این کار آزادی اصیل را می یابد. [ ]
در کتاب ترس و لرز ( : ترجمه ) کیرکگارد بر این فرمان خداوند که ابراهیم پسرش اسحاق را قربانی می کند تمرکز می کند عملی که اعتقادات اخلاقی ابراهیم را نقض می کند. ابراهیم ایمان اش را به شکلی ثابت قدم با عازم شدن برای اطاعت از فرمان خداوند اثبات می کند با وجود اینکه او نمی تواند از آن سر دربیاورد. limited brands [ ]
این تعلیق حکم اخلاقی چنانچه limited brands کیرکگارد اعلام می کند به ابراهیم اجازه می دهد تا به یک سرسپردگی صحیح نسبت به خداوند نائل شود. برای اجتناب از نومیدی نهایی فرد باید یک چیزی مانند ج ست (جهش) ایمانی را به یک زندگی دینی انجام دهد آنچه که ذاتا متناقض مبهم و پر از خطر است. کسی که به سوی آن به وسیله حس دلهره فراخوانده شده است (مفهوم دلهره : ترجمه ) آنچه که نهایتا نوعی ترس از نیستی است.آثار کیرکگارد تعمدا بی نظام است و مشتمل بر مقالات سخنان کوتاه گفتارهای حکیمانه نامه های ساختگی روزنامه ها و دیگر اشکال ادبی است. بیشتر آثار او اصلا تحت نام مستعار منتشر شدند. او اصطلاح وجودی (اگزیستانس) را برای فلسفه اش برگزید زیرا او فلسفه را به عنوان بیانی از یک زندگی فردی شدیدا آزمون شده ملاحظه کرده بود نه به عنوان ساختاری از یک نظام یک پارچه در روش فیلسوف آلمانی قرن نوزدهمی یعنی گئورگ ویلهلم فریدریش هگل که کیرکگارد در اثر پی نوشت ناعلمی پایانی ( : ترجمه ) به او تاخته است. هگل ادعا کرده بود که به یک فهم کامل عقلانی از زندگی آدمی و تاریخ نائل شده است: کیرکگارد از طرف دیگر به طبیعت مبهم و متناقض موقعیت آدمی اشاره کرده است. او با بیان برون ذهنی و عقلانی از مسائل اساسی زندگی به مبارزه limited brands برخاسته است: در نظر او عالیترین حقیقت حقیقتی درون ذهنی و یا فردی است
No comments:
Post a Comment